252~ دیروز
دیروز من و چند تا از دخترای ورودیمون تصمیم گرفتیم به مناسبت ولنتاین و سینگل بودن جمع (😂) یه بیرونی جایی بریم
در نتیجه رفتیم پل طبیعت و پارک آب و آتش و گنبد مینا و اینا
این وسط جلسهی انجمن علمی دانشکده هم بود که من از توی همون جمع و به صورت مجازی بودم 😂 خیلی سم بود
خلاصه که خیلی خوش گذشت و کلی دلقک بازی در آوردیم و از سینگلی نالیدیم 😂
تهش هم من رفتم اتاق moon و آیویاینا و حکم بازی کردیم (من و ف.ص. تیم بودیم و به طرز گندشانسی میباختیم 😭😂 هرچند در نهایت ۴-۱ باختیم)
و بعدش هم یه بازی کردیم با پاسور که اسم نداره ولی من و ف.ص. و "د" وقتی که بهشون یاد دادم تصمیم گرفتیم یه اسم براش بذاریم، و اسم هم براش گذاشتیم، و خلاصه حالا هر وقت میخوایم بازی کنیم اسم ساختگیمون رو میگیم و میخوایم ببینینم تا کِی میتونیم به اسکل کردن یک دانشگاه ادامه بدیم 😂 یه جورایی راز مشترکمونه که ما سه تا فقط میدونیم که معنی اسمه واقعاً چیه (ترکیبی از اسم سه تامونه 😂😂😂 ولی شبیه یه کلمهی واقعی به نظر میآد)
در نهایت هم من شب برگشتم خونه و الان هم دارم برمیگزدم خوابگاه دوباره البته وسطاش یه خرید هم میخوایم بریم
آره خلاصه :>