116~ مدرسه
مدرسهها فردا باز میشن و من هم که دیگه سال آخر مدرسهمه، به امید خدا سال بعد یه دانشگاه توپ :>
+ خدایا تورو خدا عمومی برنگرده کنکور 🥲
مدرسهها فردا باز میشن و من هم که دیگه سال آخر مدرسهمه، به امید خدا سال بعد یه دانشگاه توپ :>
+ خدایا تورو خدا عمومی برنگرده کنکور 🥲
سرگرمی جدیدم: گوش دادن به میکس آهنگهای دهه شصتی موقع درس خوندن :>
یه میکس موردعلاقهم میکس "آب و آتش سال ۹۴" عه که بابام داشت و روی لپتاپ مونده بود. کلی آهنگ قدیمی و شاد... یادمه توی جاده چالوس (یا مسافرتهای دیگه) بابام این رو میذاشت... اونقدر بهش گوش دادم در طی این سالها که کاملاً ترتیب همهی آهنگاش و متنهای همهشون رو حفظم و پشت هم میتونم حتی یک ساعت بخونم 😂 (البته یادم نیست چند دقیقه بود. همین حدودا)
یه میکس هم جدیداً دیدم و دانلود کردم که اونم محشره، "موزیک باکس ۹ (ویژهی نوروز)" از dj roham و majid mix که اونم کلی آهنگ قدیمیه. احتمالاً دفعهی بعدی که مسافرت بریم گوشیم رو که به ماشین وصل کردم همین رو بذارم :>>>
شیمی 2 و شیمی 1 و هندسه 2 موندهههه
شیمی 2 یک سوم آخرش
شیمی 1 تقریبا یک سوم از اولش و 1 سوم از آخرش
هندسهی 2 هم نصفش عملا (کلا 30 تا تست بیشتر نیست ولی.)
من چجوری میخوام اینا رو امشب تموم کنم؟ ا... اعلم.
احتمالا شیمی 2 و یک سوم آخر شیمی 1 رو امشب تموم کنم
یک سوم اول شیمی 1 و بقیهی هندسه هم بمونه واسه فردا
وای یه کوه خلاصه هم مونده. هیچی خلاصه ننوشتم این دو هفته.
شت شت شت.

خب خب
بالاخره تمام ۴ فصل کارمن سندیگو رو تموم کردم
۲-۳تا قسمت آخرش مونده بود که امروز گفتم بشینم تمومش کنم به پایان برسونمش
بسیار خوب و عالی بود
پیشنهاد میکنم ببینینش، واقعا یه سریال underrated میشه به حساب آوردش
به نظر من از wednesday خیلی هم بهتر بود و کارمن سندیگو لایق توجه بیشتریه. (ونزدی رو دوست نداشتم و نتونست کاری کنه که تا آخرش ببینم، هرچند به لطف دوستام و یه چندتا کلیپ یوتیوب حسابی اسپویل شدم و تقریبا میدونم تهش چی میشه)
پیشنهاد میکنم زیرنویس خوب واسهش پیدا کنین یا اگه زبانتون خوبه اصلا با زیرنویس نبینین چون یه سری جوک توی مکالماهاشون هست که زیرنویس مطلب رو به خوبی نمیرسوند، حتی یه جاهایی این زیرنویسی که من داشتم اشتباه ترجمه کرده بودن و برخی اصطلاحات رو به سبک مترجم گوگل ترجمه کرده بودن؛ بعضی جاها هم بازی با کلمه داره (pun) که توی ترجمهش خوب عمل نکرده بودن. حالا نمیدونم زیرنویس دیگهای هم هست یا نه
چرا
باید
یه دختر که ۵ سال از من کوچیکتره
ته تهش ۱ و نیم ماه باشه که منو میشناسه
به من از پشت تلفن بگه "بیبی" 🤦♀️🤦♀️🤦♀️
و وقتی هم میگم من از تو ۵ سال بزرگترم چرا این طوری میکنی
بازم چند بار تکرارش کنه (فکر کنم فهمید که من خوشم نمیاد /خجالت زده میشم؟ :| فکر کنم فکر کرد که خجالت زده شدم ولی من خوشم نمیاد کسی بهم بگه "بیبی" حتی حتی کراشم، کلمهی کوچه بازاری (به قول خارجکیا cheap) عه :/)
و تازه بعد اینکه ۳ بار دیگه هم گفت "بیبی" تهش بگه "جون"
🤦♀️🤦♀️🤦♀️🤦♀️🤦♀️ (موقعی که داشت اینا رو میگفت زبونم قاصر شده بود)
من خودم میبینم دخترای هم سن و سال خودم اینقدر راحت به همدیگه میگن "عزیزم" و "عشقم" و اینا (منظوری هم ندارن به همدیگه) ولی جالبه خودم واقعاً راحت نیستم اینا رو چه به یه دختر یا چه یه پسر بگم 🤦♀️ تازه این دختره پشت baby گفتنش منظور داشت ۹۰٪ مطمئنم
چند وقتی هم هست دختره رو ندیدم (توی باشگاه میدیدمش ولی زانوم آسیب دیدم یکی دو هفتهست باشگاه نمیام) در نتیجه باید صبر کنم وقتی برگشتم باشگاه قشنگگگ ربتارش رو تحلیل کنم 😂😐
پ.ن. اوکی یادم افتاد istj یه سری گفت baby توی گروه، البته داستانش مفصله بعداً تعریف میکنم 😂🤦♀️
دلم میخواد باهاش حرف بزنم،
دلم میخواد دربارهی چرتترین و حوصلهسربرترین چیزهای ممکن واسهش حرف بزنم،
از چیزهایی مثل تاریخ ایران و نجوم (که هیچ کس وقتی براش توضیح میدم گوش نمیده 🥲)
اون روز... اون روز توی کال، وقتی پدرخوانده و سینوس داشتن توی اینستاگرامشون میگشتن، نمیدونم istj هم واقعاً داشت گوش میداد یا ادای گوش دادن رو در میآورد (هنوز نمیدونست من روش کراشم... یا میدونست؟ به هرحال بهش نگفته بودم) اون موقع من داشتم دربارهی بخشی از تاریخ ایران توضیح میدادم که تازه یه مقاله دربارهش خونده بودم. دربارهی تفاوتهای رضاخان و آتاتورک بود و شرایطی که درش قرار داشتن
به هرحال من داشتم هرچی از مقالههه یاد گرفته بودم رو توضیح میدادم. istj هم طبق معمول ساکت بود اما یادمه یه جا که پدرخوانده / سینوس حرفم رو قطع کردن و یه چیزی گفتن توی مایههای اینکه "الارا خب که چی، این چه چرت و پرتاییه داری میگی"، یادمه ساکت شدم اما istj خواست گوش بده؛ بدبختی اینه که یادم نیست دقیقا چجوری این رو نشون داد. (احتمالا گفت "خب؟" یا یه همچین چیزی)
بعدش هم که سینوس گفت "میخواین ما (منظورش خودش و پدرخوانده بود) بریم، تو به کنفرانس تاریخت واسه istj ادامه بده" وای سینوس هم خبر داشت (بهش گفته بودم) که روی istj کراشم اینم از هیچ شوخیای توی گروه دریغ نمیکرد
آها بعد الان یادم اومد که istj گفت "داشتم گوش میدادم جالبه" و قیافهی من (که خب نمیتونستن ببینن چون تصویری نبود) این طوری بودم که :]]]]]]]]]]
Istjی عزیز واسهم مهم نیست که واقعاً گوش میدادی یا ادای گوش دادن رو در میآوردی. مرسی که یا واقعا واسهت جالب بوده و یا حداقل حداقلش الکی گفتی گوش دادی؛ خیلی از آدما حتی به خودشون زحمت نمیدن که الکی بگن گوش دادیم. (نمیگم اینکه الکی بگن آره گوش میدادم کار درستیه.) اکثر آدما به راحتی هرچه تمامتر وسط حرفام میپرن و به بحثهای خودشون ادامه میدن. لعنتیا. واسه هیچ کس این حرفام جالب نیست.
البته یه جاهایی هم istj (که خیلی کم حرفه) یه چیزایی میگفت که تقریباً مطمئن میشدم گوشش با منه. البته این مدلی گوش نداد که تهش ازش سوال بپرسم از مبحثی که گفتم و بتونه جواب بده 😂🙂 به هرحال انتظاری هم نداشتم که بدونه. هرچند من اطلاعات عمومی رو راحتتر به خاطر میسپارم.
شاید یکی از خصلتایی که هم دوستش دارم هم ازش بدم میاد همینه: گوش دادنش توی سکوت.
دوست دارم یکی باشه که واسهش توضیح بدم. چراش رو نمیدونم. فقط میدونم دوست دارم وقتی یه موضوعی هست، بتونم یه فکتی، اطلاعات عمومیای چیزی ازش بگم.
.
هیچ وقت نشده که صور فلکی رو نشونش بدم. نمیدونم که توی آینده دوباره میبینمش که نشونش بدم، یا نه.
در واقع حتی نمیدونم که دوباره میخوام ببینمش اصلاً، یا نه.
دلم میخواد با مامان و بابا بریم باغ گیاهشناسی ایران
قبلا رفتیم
نمیدونم چرا یهویی به ذهنم رسید.
فعلا که نمیشه
چرا تجسم فضایی قبلانا راحتتر بود؟ :|
عجیبا غریبا
ادامهی مطلب یه اتفاق نسبتا کوچیکه
ولی به دردتون نمیخوره.
اگه خیلی کنجکاو شدین برین بخونین.