216~ The Owl House

خب خب بالاخره یکی دو روز پیش انیمیشن The Owl House روتموم کردم

جالبه فصل سوم فقط ۳ قسمتِ طولانی‌تر بود 😭

و ای کاش زودتر عضو فندومش شده بودممم

خیلی باحال بود

خوشمان آمد

از representation ش هم خیلی خوشم اومددد (اگه هموفوبیک هستید نبینید :| )

و معرفی می‌کنم کراش جدیدم رین ویسپرززززز [کلیک]

ضمایر ایشون They / Them هست D:

202~ لوکی

تنها کسی که امروز، که پس‌فردا کنکور داره، نشسته یه سریال رو به قول خارجکی‌ها binge watch کرده منم 😔😔😔

فصل دوم لوکی رو دیدم و عالی بود D:

112~ Where in the world is Carmen Sandiego

خب خب

بالاخره تمام ۴ فصل کارمن سندیگو رو تموم کردم

۲-۳تا قسمت آخرش مونده بود که امروز گفتم بشینم تمومش کنم به پایان برسونمش

بسیار خوب و عالی بود

پیشنهاد می‌کنم ببینینش، واقعا یه سریال underrated میشه به حساب آوردش

به نظر من از wednesday خیلی هم بهتر بود و کارمن سندیگو لایق توجه بیشتریه. (ونزدی رو دوست نداشتم و نتونست کاری کنه که تا آخرش ببینم، هرچند به لطف دوستام و یه چندتا کلیپ یوتیوب حسابی اسپویل شدم و تقریبا میدونم تهش چی میشه)

پیشنهاد میکنم زیرنویس خوب واسه‌ش پیدا کنین یا اگه زبانتون خوبه اصلا با زیرنویس نبینین چون یه سری جوک توی مکالما‌هاشون هست که زیرنویس مطلب رو به خوبی نمیرسوند، حتی یه جاهایی این زیرنویسی که من داشتم اشتباه ترجمه کرده بودن و برخی اصطلاحات رو به سبک مترجم گوگل ترجمه کرده بودن؛ بعضی جاها هم بازی با کلمه داره (pun) که توی ترجمه‌ش خوب عمل نکرده بودن. حالا نمیدونم زیرنویس دیگه‌ای هم هست یا نه

85~ random sh!t

خدایاااااا چرا اینقدر درسا ریختن سرمممممم


از یکشنبه‌ی هفته‌ی آینده با قدرت برمیگردم به باشگاه تکواندو :>


کلاس زبانم خوب پیش میره. راضی‌ام از معلمه


istj یه هفته پیش بهم گفت بهش پیام ندم چون اعصابش از سینوس خورده. منم فقط گفتم خیلی خب و هیچی نگفتم. هیچ پیامی ندادم. 4 روز بعد ساعت 8 صبح پیام داده ببخش اون روز اینطوری حرف زدم دست خودم نبود اعصابم خورد بود. بعد من گفتم اشکالی نداره درک میکنم (واقعا هم درک میکردم) و پرسیدم الان بهتری؟ بعد هیچی نمیگه :|||| بعد تو گروه یه چی میگم با سرعت نور بهم ریپلای میکنه :| چته istj؟ چته؟!


باز خوبه رابطه‌ی عاطفی‌ای شروع نشده بینمون و فقط دوستیم و گرنه خیلی اعصابم خورد بود. واقعا در حال حاضر شرایط ورود به یه رابطه رو ندارم و خودم هم میدونم این موضوع رو.


ای کاش دغدغه‌ی کنکور رو نداشتمممممم

تازه باید واسه آزمون نمونه دولتی هم عمومی ها رو هم بخونم اَی خِداااااااااا


دارم فیلم‌های مارول رو به ترتیب انتشار میبینم و رسیدیم به caption amerca: civil war و نصفه دیدمش فعلا. و محض اطلاع من تیم آیرن‌من هستم xD آیرن‌من رو بیشتر از کاپتان امریکا دوست دارم، مود تره و تازه تایپش هم entp عههههههه

18~ هری و چو (خاطره)

خب خب خب 

میخوام خاطره‌ی وقتی رو تعریف کنم واستون که با خانواده نشستیم هری پاتر و محفل ققنوس دیدم و سکانس "اهم اهم :>" بین هری و چو شروع شد :") اونم جلوی بابام xD 

خب ماجرا برمیگرده به وقتی که کلاس شیشم بودم فکر کنم؟! :-| خلاصه اینکه من تازه مجموعه‌ هری پاتر رو کتاباشو دانلود کرده بودم (ترجمه های ویدا اسلامیه رو :| ) و خونده بودم، ولی فیلماشو نمیذاشتن دانلود کنم چون حجمش خدا مگ بود :> خلاصه اینکه من منتظر بودم تلویزیون یه جای بالاخره یه روزی یه فیلم رو نشون بده، تا اینکه بالاخره یه شب وقتی که پدر گرامی داشتن کانالا رو اینور اونور میکردن یهو دیدم یه این پسره عه هریه (عه علیه :| xD) بعد خواست کانالو عوض کنه گفته نه بابا تورو خدا این کانالا سالی یه بار هری پاتر نشون میدن شما هم که نمیذارید فیلمشو دانلود کنم بذارید ببینم :< اونا هم گذاشتم و با خانواده (من و بابام و مامانم) نشستیم البته مامانم سرش توی گوشی‌ش بود (علاقه ای نداشت :| xD) ولی منو بابام داشتیم میدیدیم 

خلاصه اینکه فیلم محفل ققنوس بود و بعد از چند دقیقه اون سکانسی اومد که هری و چو بالاخره توی اتاق ضروریات تنها میشن... بابای منم فکر کنم فهمیده بود یا از قبل میدونست که قراره هری و چو "اهم :|" در نتیجه قبل از اینکه اتفاقی بین هری و چو بیفته کنترل رو برداشت و زد یه شبکه‌ی دیگه به بهونه‌ی اخبار دیدن  :| xD 

منم که از همه جا بی خبر (آخه من فقط کتاب رو خونده بودم از کجا باید به مخ 12 ساله‌ی من می‌رسید که هری و چو بخوان کاری کنن؟ :|) من جیغم در اومد گفتم: باباااااا چرا زدیییییی من میخواستم فیلممو ببینم داشتم میدیدمشششششش :<

بعدش کنترل رو از دست بابام گرفتم و برگردوندمش روی همون کانالی که داشت محفل ققنوس رو پخش میکرد؛ و حدس میزنین چی شد؟ :| 

دقیقا صحنه‌ای پخش شد که هری و چو فیس تو فیس، و بوسه :) 

و من یه لحظه شوکه شدم و اصلا هیچی نگفتم و کانالو دوباره به اخبار برگردوندم xD 

خداروشکر بابام واکنش خاصی نشون نداد و بخیر گذشت xD 

 

+دفعه‌ی بعدی داستان موقعی که با بابام ام وی fire از bts رو دیدیم رو تعریف میکنم xDDDDD واکنشش وای خدااااااا یادم میفته میترکم از خنده وای xD 

14~ باز هم تورو بیوتی

اوکی ولی بدونین که من گریه‌های سوجون توی وبتون رو نمیتونممممممم 

وایییییی 

ولی سوهو وقتی مریض بود خیلی کراش بود 

بعد که جوکیونگ اومد از خونه‌ش بره، سوهو دستای جوکیونگ گذاشت روی گونه‌هاش (گونه های سوهو :| ) بعدش گفت ببین هنوز تب دارم، نمیخوای بمونی مراقبم باشی  D; 

ولی خدایی الان که دارم سریال کی دراماش رو میبینم به این نتیجه رسیدم که این وبتون که خودش صحنه‌های کی دراما پسند داشت (اعم از افتادن دختره و پسره بگیرتش توی هوا و غیره :| ) ناموسا سریال هم کلی صحنه‌ی دیگه هم اضافه کرد xDDD 

اوکی دوکی یو، ایز دت تورو؟ یس! ( جرررررررررررر 😐😂😐😂 من هیچ وقت این صحنه یادم نمیره)