265~ status
خبری نیست جز افسردگی.
البته امشب میرم کنسرت موسیقی کلاسیک. امیدوارم که خوش بگذره D: تنهایی قراره برم.
دیروز هم کلاسهای ta رو پیچوندم و با بچهها رفتیم نمایشگاه کتاب. خوش گذشت ولی خستهکننده بود.
خبری نیست جز افسردگی.
البته امشب میرم کنسرت موسیقی کلاسیک. امیدوارم که خوش بگذره D: تنهایی قراره برم.
دیروز هم کلاسهای ta رو پیچوندم و با بچهها رفتیم نمایشگاه کتاب. خوش گذشت ولی خستهکننده بود.
آقا
ما امروز بالاخره رفتیم با هم نشستیم و کادوی آیوی رو بهش دادم و خیلی ذوق کرد و خیلی دوستش داشت که خوشحالم میکنه :>
تازه همون اولش که دیده بودش این جوری بود که روی گونهم رو بوسید. وای. وای وای واییییی
همون جوری که یه بار هماتاقیش رو بوسیده بود و من کلی در موردش فکر کرده بودم 😭😭😭
این جوری بود که دستش رو آورد نزدیک چونهم و این جوری بود که "بیا جلو" و منم که اومدم جلو اونم اومد و یه بوسه روی گونهی چپ گذاشت در حالی که چونهم رو نگه داشته بود
خیلی لطیف و gentle بود 😭😭😭 وای.
بقیهش رو ادامهی مطلب مینویسم 😭😭😭
پست قبلی رو همین الان گذاشتم با اینکه دیروز نصفش رو داشتم مینوشتم
و خلاصه که آیوی داره نادیدهم میگیره ولی کاملاً مشخصه از قصده
دیگه حسی ندارم واقعاً. از وقتی اون شب دیدم که بدون romantic interest، نسبت بهم سکشوال attraction حس میکنه، این جوری بودم که وای نه. وای نه نمیخوام.
و کلی هم از attractionای که بهش حس میکنم کم شده
و دیشب وای یه دختره خیلی باهام touchy رفتار کرد (توی خوابگاه باهاش سلام علیک دارم و دوست هماتاقیمه بیشتر) و وات د فاک؟! شمارهم رو گرفت و شمارهش رو هم داد؟ I have no idea if she's gae but we kinda vibin. Let's see.
از طرفی هم دلم میخواد اون دختره رو ببینم، یه دختره که حسابی خوشگله و چشاش قشنگه و توی خوابگاه با هم حرف زدیم، امیدوارم دوباره ببینمش و gae باشه و بتونیم با هم دیت کنیم.
اَی قدرتِ haircut حیحیحییییی D:< (با لحن قدرت تریاک خوانده شود)
.
+ راستی امتحان استاتیک رو با اینکه آسون بود واقعاً ریدم و واقعاً تقصیر خودمه. سوالات کاملاً از کتاب بود، اگه عین آدم خونده بودم واقعاً امتحان آسونی بود و پتانسیل full mark شدنش رو داشتم.
خب
از وقتی موهام رو کوتاه کردم واقعاً احساس قدرتتتت میکنمممم
من یک عدد masc سگی هستمممممم D:<
از طرفی هم دیروز که آیوی من رو دید انگار واقعاً خوشش اومده بود و به نظرش جذاب بودم
وای از توی چشماش داشتم حسش رو میخوندم
و بعد داشت باهام لاس میزد (البته کلاً لاس زدن platonic رو که با همه میزنه ولی مثلاً خیر سرش قرار بود با من لاس نزنه)
بعدش هم که پروفم رو عوض کردم و بعدش هم دیگه بریم ادامهی مطلب 😔✨️
موهام رو دوباره پسرونه زدممممم
خیلی خوب شده D:
و واسه آیوی و "فگ" و moon و اون دختره فرستادمش
راستی "فگ" هم همون رفیقمه که اسمش بسیار شایستۀ خودشه 😔😂
خلاصه که کلی تعریف کردن
ایشالا از شنبه شروع لاس و لاشیبازی 😔😔😔😂😂😂😂✨
دیشب حالم زیاد خوش نبود
با آیوی رفتیم قدم زدیم
و خلاصه که دیدگاه متفاوت خودش رو درم ورد زندگی ارایه کرد و اینا
یه حرفی هم که زد دربارهی یه موضوعی توی ناهار بود و بحث اینکه به صورت platonic با ملت لاس میزنه
بحث این شد که بعضی وقتها ما یهویی حس میکنیم که مثلاً واو من یه موجود زندهم! و اینا
بعد گفتش که امروز هم سر سلف یه مومنت این مدلی داشته که وای نکنه من لاشیام واقعاً؟! 😂😔 و در مورد هم حرف زد و اینا
و آهان یه حرف گوگولی هم که در موردم زد این بود که گفت تو واقعاً آدم پری هستی و در مورد موضوعات مختلف اطلاعات داری و یه سری اینترست مشخصی داری و این واقعاً جذابه و آدم رو به وجد میاره
و من حالا حالم زیاد خوش خوش نبود و چهرهم چیزی رو اونقدر نشون داد ولی واقعاً ذوق کرده بودم ولی انگار ذوقم دیگه واسهش دیر بود :(
خلاصه که این جوری. ادامهش رو رمزدار نوشتم، پسورد هم بپرسین