280~ دیف

وای

داشتم تمرین دیف (معادلات دیفرانسیل) حل می‌کردم واسه میانترمش که نزدیکه

و سر یه سوال تونستم زور بزنم و یه ایده‌ی خفن به ذهنم بیاد! 😭😭😭😭 وای خوشحالم.

از این نظر که حس می‌کنم اون spark مغزم برگشته. به عنوان یک عدد gifted kid سابق.

279~

وای قطعاً اون پسره روی آیوی کراشه

متاسفانه از استاک کردن توییتر آیوی فهمیدم 😔

و اینکه با امیلی که گفتم داریم حرف می‌زنیم، متاسفانه رابطه‌مون لانگ‌دیستنس می‌شه :( نمی‌دونم چیکار کنم. فعلاً به حرف زدن باهاش ادامه می‌دم؛ به هر حال ممکنه که اصلاً به همدیگه نخوریم و وارد رابطه‌ی عاطفی نشیم! صرفاً دوست بمونیم هم خوبه.

ولی از نظر رابطه؟! واقعاً نمی‌دونم. از یه طرف من شرایطم رو می‌دونم که پارتنر خوب سخت گیر میاد (به خاطر گرایشم.) و از طرفی هم مخالف این حرف هستم.

ببینیم چی می‌شه واقعاً.

وای یکی دو روز پیش هم داشتم با امیلی چت می‌کردم (سر کلاس بودم و آیوی هم کنارم بود) بعد آیوی دید نیشم بازه این جوری بودش که داری می‌خندی... you're looking at girls aren't you?! 😔 بعد من این جوری بودم که I'm talking to A GIRL. با تاکید روی A. که یهو چشماش گرد شدن و این جوری بودش که is she... THE girl؟ و بعد من این جوری بودم که شونه بالا انداختم و could be.

وای میانترم‌ها هم دارن می‌آن. هفته‌ی بعدی پنجشنبه اولین میانترممه. وای پاره‌ام.

278~ این چند روز

یه پسره هست که حدس می‌زنیم آیوی روش کراش باشه

خلاصه این یه رفتارهای عجیبی با من داشت که من شک کردم روی من کراش باشه! 😭😂 وای-

دیدید این فیلم‌ها که دو تا دختر سر یه پسر دعواشون می‌شه، بعدش پسره رو ول می‌کنن و می‌رن با هم؟

این دقیقاً برعکس ماجرای من و آیوی میشه که 😂😂😭😭😭😭

بگذریم. شاید هم حاصل توهمات من باشه. پسره خوبه ولی خب منم به طور کلی از آقاپسرا خوشم نمیاد 😔

به هر حال! یه اتفاق خیلی سنگین و عجیب افتااااد

یکی دو شب پیش یه خانومی‌ای که خیلی رندم به دیلی‌ش ریکوئست داده بودم خیلی وقت پیشا و اکسپتم هم کرده بود، توی چنلش نوشته بود که وای دوست‌دختر می‌خوام و ای کاش یکی همین الان می‌اودم می‌گفت بیا من دوست‌دخترم و اینا و بعد اصافه کرده بود که کاملاً جدیه! خلاصه که رفتم ناشناسش ساعت ۱۲ نصفه شب هم بود و گمونم زده بود به سرم 😭😂 خلاصه که با هم حرف زدیم و خب رفتم پیوی‌ش و الان یکی دو روزه حالا از روزمره‌هامون می‌گیم فعلاً. من یه خورده سرم خلوت‌تر بشه سعی می‌کنم بحث‌های بیشتر رو باز کنم. فعلاً مثل سگ سرم شلوغه. (ادیت: از این به بعد، اینجا اسمش "امیلی" عه.)

خلاصه که ببینیم چی می‌شه! شاید ما هم بالاخره دوست‌دختر‌دار شدیم 😭😭😭

277~ دیروز

وای این چند وقته سرم مثل سگ شلوغ بود

و دیروز رفتیم با شیرو و آیوی و یه دختره‌ی دیگه رفتیم اون کافه معروفه

و سر ناهار یه داستانی پیش اومد که انگار دوباره همه چیز رو بین من و آیوی باز کرد

هرچند! که فکر می‌کنم فقط منظورش این باشه که "i remember."

می‌رم ادامه‌ی مطلب می‌نویسم

رمزش هم همون همیشگی فقط اعدادش عدد این پست باشه.

# ادامه نوشته