86~ چالش بریمممم

1.دوست داری عاشق شی ازدواج کنی یا سنتی؟

عاشق شم :>

2.همین الان چقدر پول تو حساب بانکیت داری؟

یه میلیون اونم چون تازه مامانم پول توجیبی ریخته :/

3.احساس می‌کنی کدوم بازیگر بتونه نقش تو رو بازی کنه؟

نمیدونم :/ خودم :> (جر)

4.ترسناک ترین اتفاقی که برات افتاده چیه؟

اینکه وقتی بچه بودم رسما داشتم یه دزد رو راه میدادم خونه‌مون :|

5.یکی از شایعاتی که در مورد خودت شنیدی؟

شایعه نشنیدم ولی یه مدت یکی از دوستام فکر میکرد لزبینم اون هم چند سال پیش که اصلا نمیدونستم همچین چیزی هست و مفهوم کراش داشتن و رل و اینا رو تازه شنیده بودم :/

6.اولین کراش شما به سلبریتی کی بود؟

تام فلتون (اللخصوص وقتی نقش دریکو مالفوی توی شاهزاده‌ی دورگه رو بازی کرد)

7.زیر دوش کدوم آهنگو بیشتر می خونی؟

بستگی داره روی چی قفلی زده باشم ولی معمولا do I wanna know از arctic monkeys و adrenaline از solar

8.از بچه کدوم دوست یا فامیلتون خیلی بدت میاد؟

بدم نمیاد ولی یکی از دخترعموهام که خیلی بچه‌ست خیلی رومخه.

9.اگه پلیس دستگیرت کنه، دوست صمیمیت فکر میکنه به چه جرمی گرفتنت؟

عضو مافیای مخفی بودم :> جرررر

10.دوست داری برای همیشه در چه سنی بمونی؟

12 سالگی‌م که مسئولیت و درس خیلیییی کمتری داشتم

- دعوت شده توسط فرزند ماه :>

اونایی که باید دعوت کنم؟

کسی که نمونده ولی خب اونایی که موندن فکر کنم:

ویکتور | لونا

1.منبع چالش حتما تو پست خودتون و همه دوستانی که شرکت میکنن گفته بشه اینو تو پستتون حتما بنویسید

2.از دوستانی که دعوت میکنید بخواید که زیر پست چالش تو وب خودم(وب برگزار کننده) بگن که شرکت کردن🌷😁🙏

3. چهار نفر قانونمونه ...دعوت بیشتر و کمتر از چهارنفر نشه

4.. حتما قوانينی که گفتم داخل پستتون ذکر بشه تا دیگرانم رعایت کنن

5.اگر کسی مایل به شرکت نبود جایگزین کنید

85~ random sh!t

خدایاااااا چرا اینقدر درسا ریختن سرمممممم


از یکشنبه‌ی هفته‌ی آینده با قدرت برمیگردم به باشگاه تکواندو :>


کلاس زبانم خوب پیش میره. راضی‌ام از معلمه


istj یه هفته پیش بهم گفت بهش پیام ندم چون اعصابش از سینوس خورده. منم فقط گفتم خیلی خب و هیچی نگفتم. هیچ پیامی ندادم. 4 روز بعد ساعت 8 صبح پیام داده ببخش اون روز اینطوری حرف زدم دست خودم نبود اعصابم خورد بود. بعد من گفتم اشکالی نداره درک میکنم (واقعا هم درک میکردم) و پرسیدم الان بهتری؟ بعد هیچی نمیگه :|||| بعد تو گروه یه چی میگم با سرعت نور بهم ریپلای میکنه :| چته istj؟ چته؟!


باز خوبه رابطه‌ی عاطفی‌ای شروع نشده بینمون و فقط دوستیم و گرنه خیلی اعصابم خورد بود. واقعا در حال حاضر شرایط ورود به یه رابطه رو ندارم و خودم هم میدونم این موضوع رو.


ای کاش دغدغه‌ی کنکور رو نداشتمممممم

تازه باید واسه آزمون نمونه دولتی هم عمومی ها رو هم بخونم اَی خِداااااااااا


دارم فیلم‌های مارول رو به ترتیب انتشار میبینم و رسیدیم به caption amerca: civil war و نصفه دیدمش فعلا. و محض اطلاع من تیم آیرن‌من هستم xD آیرن‌من رو بیشتر از کاپتان امریکا دوست دارم، مود تره و تازه تایپش هم entp عههههههه

83~ موهام.

اون بوسه‌ای که سنپای زد روی موهام رو یادم می‌مونه.

خیلی یهویی بود.

بعدش رفت.

82~ پیامش.

- اِلارا مرسی بابت کادو خیلی قشنگ بود.

و اینکه قول میدم مواظبش باشم 🌹❤️

.

وقتی دیدم این پیام رو فرستاده دلم می‌خواست به فحش بکشمش. (از روی خوبی و کیوت بودن)

انتظارش رو نداشتم، اونم از istj ای که همیشه توی گروه سین می‌کنه جواب نمی‌ده. بعد خودش اومد به من پیام داد وقتی روز آخر بهش یادگاری دادم.

خودش اومد بهم پیام داد.

به مولا لازم نبود بیای بهم پیام بدی. 😂 خودت که همون موقع تشکر کردی دیگه پیام دادنت چی بود. چرا باید این شکلی قلبم رو ذوب کنی؟ 🥲😂

به قول سینوس سه حالت داره:

1. این می‌خواد اذیتم کنه.

2. خودش هم متوجه نشده چه پیامی داده رسماً.

3. خبریه...؟! 😂

درک کردنش سخته خدایی.

وای اگه وبم رو پیدا کنه و بخونه چی؟ 😂 با خودش میگه اِلارا چه دیوونه‌ایه.

81~

بعد از تو بارااااااااااااان، هنوز می‌باردددددد

بعد از تو این خانهههههه هنوز مرا داردددددد

.

حاجی ولی من تا آخر عمرم هروقت رضا بهرام بشنوم یاد istj می‌افتم:))))

(باز خوبه اصلاً وارد رابطه‌ی عاطفی نشدیم و اوضاعم اینه)

از اون ورم که سینوس توی گروه هی کرم می‌ریزه

وقتی فهمیده بود روی istj کراش دارم که اول روی من کرم می‌ریخت

الان هم که آخرین روز مدرسه رفتم به istj گفتم، حالا روی istj هم کرم می‌ریزه

آخه برادر مومنننننن :| xD

وای ولی من موندم چجوری istj هیچی از این کرم ریختنای سینوس نفهمید که من روش کراشم xD

باید یه سری بیام سیگنالایی که بهش دادم رو تعریف کنم ( که ظاهراً نفهمیده بوده.)

+ رفتم به istj همین جوری پیام دادم و ازش درباره‌ی سریال "گودال" پرسیدم. خدایی خوشحالم که هنوز باهم دوستیم.

ماجرای اعترافم رو هم باید یه روزی تعریف کنم =)))) (که خداروشکر میکنم که واقعا منطقی پیش رفت. اصلاً منطق این بشر >>>>>)

دیشبم که خوابش رو دیدم:) آخه what the f

++ ولی یه روزی که بتونم دوباره پیشش برگردم، شاید براش ادکلن blue de chanel گرفتم. شاید یادش بیفته. (داستان این ادکلنه توی تگش هست)

یعنی این جزئیات رو مثل من یادش می‌مونه؟

بعید بدونم.

80~ :/

تورو جدت بشین درس بخون اِلارا x2

79~

چرا حس می‌کنم سنپای روم کراش زده؟

این رفتارا حس می‌کنم از یه دوستی معمولی برنمیاد :)

.

+باید حضوری ببینمش و رفتارش رو حضوری ببینم. توی چت معلوم نمیشه

78~

خب خب خب

این چند وقته کلی اتفاق افتاده

نمیدونم از کجا شروع کنم :>

امروز باید فیزیک میخوندم و نصفه نیمه موند.

بالاخره واسه سنپای و خودم کتاب سفارش دادم. البته قول داده بودم کادوی تولدش فیک بنویسم ولی خب تنبلی کردم و پشت گوش انداختم. بزودی می‌نویسم TT

دلم میخواد با چند نفر جدید آشنا بشین که از اواسط سال تحصیلی قبلی با همدیگه دوست شدیم:

پدرخوانده: یه دختره‌ست و سر اینکه موقع بازی مافیا "پدرخوانده" رو نوشت: "پدرخانده" از اون موقع بهش این لقب رو دادم.

سینوس: این یه پسره‌ست که داستان لقبش هم مفصله و بمونه واسه بعد.

istj: این هم یه پسره ست که با سینوس رفیقن و من هم روی این بشر کراش بودم.

همچنان هم ذره ذره در ارتباطیم xD

وای کلی خاطره هست که باید تعریف کنم :">

77~ Bleu De Chanel

پشت سرش ایستاده بودم و اون مشغول خوندن ورقه‌ی امتحانش بود.

- چه ادکلنت بوی خوبی داره!

اما هیچ جوابی نشنیدم. کوچک‌ترین واکنشی نشون نداد.

من هم تقریباً این اتفاق رو فراموش کردم.

فرداش وقتی داشتیم حکم بازی می‌کردیم، یک دفعه، بدون هیچ مقدمه‌ای یه ادکلن رو از توی کیفش بیرون آورد و به خودش و کارت‌های روی میز زد.

قیافه‌ی من:

.

+ ادکلنش Bleu De Chanel بود. یادم می‌مونه. بوی محشری داشت.

++ پست‌هایی هم که درباره‌ش قراره بنویسم رو با همین تگ مشخص می‌کنم:)

76~ بازگشت باشکوه

خب خب خب

من برگشتم

وای خدا کلی وقت بود نبودم

بیشترش هم به خاطر تنبلی بوده :">

وای کلی چیز دارم که باید تعریف کنممممم

بالاخره هم ماموریت 2 ساله ی والدینم تموم شد و برگشتیم ایران.

اونجا هم روی یکی کراش زده بودم که اصلا داستانی دارد چه داستانی... .

وقت کنم میام و تعریف کنم :>

و از اون ور هم که گوشیم سوخت :| و مامانم هم باید راضی کنم که برام بگیره...

البته گوشی خیلی داغونی بود و مال عهد بوق بود ://///

وای برم به وباتون سر بزنم و کامنتا رو تایید کنم :>

فعلااااا D: