خب خب خب

این چند وقته کلی اتفاق افتاده

نمیدونم از کجا شروع کنم :>

امروز باید فیزیک میخوندم و نصفه نیمه موند.

بالاخره واسه سنپای و خودم کتاب سفارش دادم. البته قول داده بودم کادوی تولدش فیک بنویسم ولی خب تنبلی کردم و پشت گوش انداختم. بزودی می‌نویسم TT

دلم میخواد با چند نفر جدید آشنا بشین که از اواسط سال تحصیلی قبلی با همدیگه دوست شدیم:

پدرخوانده: یه دختره‌ست و سر اینکه موقع بازی مافیا "پدرخوانده" رو نوشت: "پدرخانده" از اون موقع بهش این لقب رو دادم.

سینوس: این یه پسره‌ست که داستان لقبش هم مفصله و بمونه واسه بعد.

istj: این هم یه پسره ست که با سینوس رفیقن و من هم روی این بشر کراش بودم.

همچنان هم ذره ذره در ارتباطیم xD

وای کلی خاطره هست که باید تعریف کنم :">