دیروز خیلی بدجور سرما خوردم و مریض شدم

امروز بهترم

و اینکه یه چیز دیگه هم اینه که نمرات پایانترم فیزیک ۲ هم اومد و افتادم فکر کنم =) دقیق حساب نکردم ولی خب معلومه که افتادم

و نمی‌دونم چه خاکی به سرم بریزم

هنوز به مامان بابا نگفتم

آه

از اونور اوضاع با استار نمی‌دونم چجوری قراره پیش بره

هنوز حسم قوی نیست نسبت بهش

و می‌ترسم یه چیزی رو باهاش شروع کنم و بعدش مجبور بشم تمومش کنم

اه نمی‌دونم

نمی‌دونم اونم تا حدی ازم خوشش میاد یا نه

بعضی وقت‌ها این جوری‌ام که شاید؟ بعضی وقت‌ها هم این جوری‌ام که نه احتمالاً.

از اونور دلم نمی‌خواد به اصطلاح "توی آب‌نمک نگهش دارم"

چون از یه طرفی دلم می‌خواد ورودی‌های ۰۴ رو هم ببینم و شاید با یکی از اونها دیت کنم

ولی بعیده واقعاً

اه نمی‌دونممممممم