این چند روز مسافرت بودیم، مشهد

و خوش گذشت

و در مورد تتو با مامانم حرف زدم

در نهایت ولی خیلی اواخر سفر مزخرف بود

خیلی کلافه می‌شدم در کل (overstimulated)

روی مود جالبی نیستم. ولی دووم میارم

وقتی رسیدیم خونه و بعد از استراحت و...، درس‌ها رو شروع می‌کنم

ریاضی ۲ هم شروع کرده بودم از چند وقت پیش و خوب داره پیش می‌ره

و اینکه انتخاب واحد این ترم خیلی مزخرف بود

هر چند که شانسی که آوردم اینه که با اینکه علم مواد بهم نرسید ولی درخواست آموزشی‌م رو رسیدگی کردن و خدا رو شکر با استادی که می‌خواستم بهم دادن

و اینکه فیزیک ۲ هم با نمودار پاس کردم و اوکی شد. فقط مونده آز ۲ که توی انتخاب واحد برنداشتم چون فکر می‌کردم افتادم فیزیک ۲ رو و قصد برداشتن فیزیک ۲ و آز رو باهاش همنیاز کردن رو نداشتم

ترم ۳ ترم سختی خواهد بود؟ از نظر درسی شاید. احتمال زیاد. ریاضی ۲، دیف (معادلات دیفرانسیل)، دینامیک. این سه تا قراره درس‌های سخت باشن و شاید هم مقمص (مقاومت مصالح) چون که استاتیک رو با ۱۳.۶ پاس کردم و اصلاً پایه‌ی خوبی ندارم.

از نظر روحی روانی؟ فکر می‌کنم بهتر عمل کنم.

مامان واسه تتویی که می‌خوام برای تولد ۲۰ سالگی‌م بزنم، حسابی شرط و شروط گذاشته. معدل الف بودن یکی از شرط‌هاست.

البته چیزی هم که هست اینه که شرط‌هایی که گذاشته اهداف خودم هم هستن.

کلی چیز میز از مشهد خریدم. یه ماگ، یه لیوان واسه نگه داشتن قلمموهام (از ماگی که "سنپای" بهم هدیه داده بود و به این منظور استفاده می‌کردم، متنفرم.) یه جفت گوشواره‌ی عجیب غریب، آویز گوشی (شکل اردکه و دو تا خریدم که با ف.س. ست کنیم :>) و جوراب رنگین‌کمونییییییی که خیلیییی می‌خواستممممم، و یه شمع واسه اتاقم که خیلی پاییزی و خوبه. فقط خیلی دکوریه و فکر کنم نتونم روشنش کنم 😭😂

همین. فعلاً.