کسی که یه روزگاری صمیمی‌ترین رفیقم بود

کسی‌که با اینکه دو سال تمام توی یه کشور دیگه بودم با این حال هیچ وقت دوستی‌مون ذره‌ای کمرنگ هم نشد

حالا چتش داره توی پایین‌ترین گوشه‌ی تلگرامم خاک می‌خوره :)))

.

(بماند که اول خودش این مسخره‌بازیا رو شروع کرد من رو از چنل دِیلی‌ش (که در اصل یه چنل برای سورپرایز تولد من و برای من بود) ریمو کرد)

تازه ۹۹٪ مطمئنم اون روز (کلیک) من رو پیچونده لعنتی.

و جالبه بعد از اون روز من فقط یه پیام تشکر دادم بعدش دیگه هیچچچچ پیام ندادم

حتی جوابم رو هم نداد فقط یه ریکشن زد

از اون موقع به بعد هم هیچ پیامی ندادیم

و الان که دارم پیام‌های این چند وقت اخیر رو می‌خونم می‌بینم چقدررر من داشتم التماسش می‌کردم (که مثلاً بریم بیرون)

واضح بود دیگه از من خوشش نمیاد

البته یه موردی که بود این بود که من این رفتارهاش رو می‌دونستم ولی می‌ذاشتم به حساب اینکه حالش بده

چون قبلنا هم بی‌حوصلگی‌ش رو دیده بودم

منتظرم کنکور تموم شه فقط که باهاش برای همیشه قطع ارتباط کنم

بدبختی می‌دونی چیه؟ من بجز اون امسال هیچ "رفیق" دیگه‌ای نداشتم، اما اون ۱۰۰ تا بهتر از من رو توی مدرسه‌ش داشت :)

دیگه ذره‌ای برام مهم نیست. امیدوارم زندگی نسبتاً خوبی رو در آینده داشته باشه.

هر چند که هنوز ازش بدم می‌آد و به اون بی‌حسی مطلق نرسیدم. این نشون می‌ده هنوز برام مهمه.

مثلاً وقتی که با istj دیگه همه چی رو تموم کردم و بلاکش کردم، به اون بی‌حسیه رسیده بودم. نه ازش متنفرم نه ازش خوشم می‌آد. تازه امیدوارم که یه آینده‌ی عالی هم داشته باشه! واقعاً اهمیتی برام نداره.

ولی انگار سنپای هنوز برام اهمیت داره. لعنتی.