41~ The Wolfwilder
دیروز دو تا کتاب گرفتم D: و هردوتاشون رو امروز تموم کردم :|
اولیش "دختر انار" بود نوشتهی "ایشا سعید". خیلی خوب بود و خوشم اومد.
دومی هم "با گرگها" بود اثر "کترین راندل" و اونم خیلی قشنگ بود.
جو دو تا کتابا کاملاً با هم فرق میکرد ولی فکر کنم از "با گرگها" بیشتر خوشم اومد. البته اون یکی هم خیلی قشنگ بودااا
هر دوتاشون هم انتشارات پرتقال بودن
+ دیشب خواب جونگکوک رو دیدم واد ددددد گادددد خیلی قشنگ بود
من و اون اشراف زاده بودیم :| بعد با پدر مادرا و بقیه رفته بودیم جنگل واسه شکار (زمان دوک و کنت و ازین حرفا بود)
وای لباسا چقدر قشنگ بوددددد گاااد یونیفرممون شبیه یونیفرم "رجینا رنا" بود توی ارتش جنوب ولی تمام سفید بود عرررر (جالبه کثیف هم نمیشد کاملاً هم اتو کرده و اینا :| )
بعد بهش یاد دادم چجوری با کمان تیراندازی کنه گاااد
بعدش هم دست هم دیگه رو گرفتیم :>
خواب خوبی بود D: