55~

شت مامان بابام نتیجه‌ی آزمایشم رو گرفتن

کم خونی دارم

کلسترول و چربی خونم بالاست

و میکروب معده هم دارم و یه چندتا چیز دیگه هم مثبت در اومده که نمیدونن چیه

اَه

حالا هم مامانم میگه بشین فکر کن که یه ورزش رسما بری

اَه

خیلی خسته‌م ولی باید بشینم ریاضی بخونم

شت

52~ black bucket hat

دو سه روز پیش رفتیم مرکز خرید بعد یه کلاه باکت مشکی دیدم که 3 تا حلقه ی فلزی داشت عین این چیزایی که جونگکوک و بقیه اعضا میپوشن 

منم گرفتمش D: البته با پول توجیبیم :| 

مامانم میگفت اینقدر پایین نذارش که ابروهاتو بپوشه خب مادر من من هرکیو دیدم کل صورتش رو پوشونده بود این کلاهه :| 

میگه بهم نمیاد :| ولی جوگیر شده بودم دیگه 

بعدا رفتیم خونه گفت اگه یه ذره بالاتر بذاری بهت میاد :| ~ 

[این] نزدیکترین عکس بهش هست که تونستم از گوگل پیدا کنم ولی ارتفاعش از این کمتره 

51~

بعد از کلاس زبان بشین شیمی رو تموم کن :/ 

+ معلم زبانمون همه‌ش بچه ها اشتباهای ضایع میکنن اعصابش خورده از همه ناامید شده :/ 

 

49~ Paper Hearts

آهنگ وبم رو عوض کردم :>

هر دفعه به پیپرهارتس گوش میدم دلم میخواد به جونگکوک فحش بدم از بس صداش قشنگه :"> 

انگار آدم باهاش قدم میزنه ~

I hate this part 

Paper hearts 

And I hold a piece of yours 

~~~

I'll be alright...

47~

دیروز رفتیم دندون پزشکی که یه چک کنیم، 

8 تا دندونم باید ترمیم یه سطحی بشه :| 

4 تای یه طرفم رو دیروز انجام داد همون موقع (من آمادگی‌ش رو نداشتمممم فکر کردم فقط یه چکآپهههه - به مولا از دکتر نمیترسما فقط آماده نبودم :|) 

خلاصه اینکه دهنم رو سرویس کرد :"> حالا  شما به هرکدوم از 2 معنی که این جمله داره فکر کن XD 

یعنیا من روز قیامت یقه‌ی این یارو رو میگیرم که خودش اول گفت اگه درد داشت بگو آمپول بی حسی بزنم ولی وقتی بهش گفتم درد داره نزد:| 

با دریل افتاده بود به جون دندونم یعنی یه دردی داشتاااا :/ دردشم یه نیروی مغناطسی مانند رو حس میکردم وای گاد :/ 

45~ :|

با گوشی مامان بزرگم اومدم بلاگفا :\ 

دیگه ببینین مامانم چقدر نت نمیده :|

40~

داریم میریم خونه خاله ایناااا لیلیلیلی 

البته پسرخاله‌م خیلی رو مخه :| قشنگ از اون دهه نودیای رو مخه که واژه‌ی "دهه نودی" رو از رو اونا تعریف میکنن :| فکر کنم متولد 90 عه چون وقتی به دنیا اومد من 5 ساله‌م بود :| 

کلا خانواده مادری فقط 3 تا نوه ایم :| منم نوه بزرگه با اختلاف 5 سال :| 

خاله‌م اینا خوبن ازش خوشم میاد فقط از شوهرخاله‌م زیاد خوشم نمیاد :| و خونه‌شون هم یه کوه نت داره که خاله اجازه میده استفاده کنم چون واسه خودشون اضافه میاد xD البته سرعتش تعریفی نداره :| 

ادیت: پسرخاله‌م خیلی رو مخههههه اَههههههههه بزرگ شوووووو پسره‌ی مسخره 

 

 

+ شما هم یه بخش هات و ددی طور توی شخصیتتون دارید که با در و دیوار لاس می‌زنه یا فقط من دیوونه شدم؟ :| 

39~ study

وای خدایاااااا 

تابستون شده و مامان ولم نمیکنه 

ببین یعنی خودم میخوام درس بخونما... ولی خیلی ضدحال میزنه :| 

مثلا از همون اول که بیدار میشم کلی نصیحتم میکنه که بشینم پای درس :| 

میخونم به خدا میخونممممم :| 

 

+ آزمون هم ثبت نام کردم و عین چی میترسم، میترسم که نکنه اون نتیجه ای که انتظار دارم رو نگیرم، میترسم که نکنه خیلی اوضاعم وحشتناک باشه... 

37~ Senpai

یااااا با سنپای قرار گذاشتیم شنبه بریم پارک بانوان یسسسسس 

بالاخره بعد از 9 ماه قراره ببینمش D: 

حیف که نمیذارن گوشی ببریم تو :/ 

36~ زبان

فردا صبح آزمون تعیین سطح دارم گاااااد 

فقط یکی از کتابای دو ترم پیشم رو خوندم اونم درست حسابی نخوندم:| 

بعد این میشینم واقعا میخونم تا آخر شب وقت دارم :/ 

ایشالا حداقل inter 1 میفتم اگه پایین تر بیفتم خیلی داستان میشه TT بالاتر هم بیفتم که دیگه چقدر عالی :/ 

 

+ دادم تعیین سطح رو، یه خانوم خیلی خوبی بود باهاش خیلی احساس راحتی کردم D: با اینکه استرس داشتم ولی آروم شدم 

و خداروشکر گند نزدم و همون inter 1 افتادم D; 

32~ بازگشت

بالاخره امتحانام تموم شد و راحت شدم 

چند روز پیشم پرواز داشتیم و برگشتیم اینجا، تا آخر تابستونم اینجاییم 

ولی قبلش سرما خورده بودم من و مامانم، امروز من خیلی خوبم مامان هم بهتر شده ولی هنوز صداش یه جوریه 

اتاقم بازار شامه xD پر کوله و چمدون و همه چی 

یادم رفته بود اینجا چقدر اتاقم کوچیک تره :| 

 

دیروز مامانم با خاله‌م تلفنی حرف میزد، گوشی پسرخاله‌م (11-12 سالشه) رو زدن! :|

جلوی محل کار مامانش منتظرش بوده، داشته با گوشی چت میکرده که موتوری میاد و... گوشیش رو میزنن و در میرن -_-

خاله‌م هم دو بار زنگ میزنه به گوشی، دزده بعد دو بار زنگ خوردن هم گوشی رو خاموش میکنه 

خداروشکر به خود پسرخاله‌م کاری نداشتن خودش هم مقاومتی نکرده و گرنه دزدا چاقوکش و... :|

خلاصه اینکه مواظب باشید به بچه کوچیک هم رحم نمیکنن، اصلا گوشیتون رو وقتی بیرونید، از کیف و اینا بیرون نیارید :/

 

تابستون برنامه هایی که دارم: :| 

ورزش :| 

نوشتن دو تا فن فیکی که شروع کردم 

تموم کردن ترجمه یه فیک 

زیرنویس زدن واسه last life و hermitcraft ویدیوهای grian 

زیرنویس زدن واسه بقیه ویدیوهای ماینکرفتی :| 

فیلم دیدن :| 

نقاشی :| 

زبان :|

فعلا همینا :|

29~ امتحانات + تستای فیزیکم

برنامه امتحانمون رو دادن 

و خداروشکر بین هر امتحان فاصله زیاده 

و منی که باید تا امتحان فیزیکم حتما تستاش رو تموم کنم TT 

خداروشکر فقط ترمودینامیکه و آخرای فصل گرما (تستام رو میگم:| ) 

 

+به وب‌هاتون سر میزنم و میخونم، ولی واقعا حوصله کامنت دادم ندارم و تنبلیم میاد:/ از همین تریبون واقعا معذرت میخوام ولی خدایی واقعا این چند روز خیلی بی‌حوصله‌م TT

28~

وقتی که این جوری رگباری دارم پست میذارم یعنی احتمالا یه مدتی حوصله نداشته باشم بیام بلاگفا:|

27~ AGUST D

 A to the G to the U to the STD 

 A to the G to the U to the STD 

 A to the G to the U to the STD 

 A to the G to the U to the STD 

 

+از سرم نمیره بیرون =-=

22~ اَه

عوضِ اینکه بشینم این درس آزادی که یه ماهه معلمم داره میگه کلیپ درست کن رو درست کنم، 

عوضِ اینکه بشینم سوال تایپ کنم،

دارم میشینم یه متن کوتاه تهکوک مینوسم :/ 

حالم از درس آزاده داره بهم میخورههههههه

19 ~ what the heck

اوکی اوکی وات د هک؟! 

من ۱۷ سالمه بدن بی عقل من 

چرا باید دندون در بیارم؟ 😐 

نه فازت چیه ناموسا 

یکی دو هفته ای هست که انتهای لثه‌ی سمت راستم یه جوریه 

بعد الان بررسی‌ش کردم دیدم نوک‌های یه چیزی مثل دندون از توش در اومده 

چیکار کنمممم 

[ وی می‌دود سمت مادرش که بپرسد چه بلایی سر الارا آمده ]

 

+بعدانوشت: پرسیدم، دندون عقلمه TT

16~ ENTJ?!

به به 

تست جدید دادم 

و طبق معمول که همیشه تست میدم EN ثابت بود و TJ تغییر کرد 😂😐 

اولین باری که تست دادم ENTP شدم 

و دومین بار که یه جای دیگه تست دادم ENFJ شدم 😂😐 

بعد چندین ماه امروز دوباره تست دادم و ENTJ شدم 

البته که شخصیت هر آدمی پیچیده‌تر از هشت تا حرف و ترتیب نوشته شدن‌شونه 

ولی خب جالب بود 

برونگرا، شهودی، منطقی، قضاوتی 😂😏

13~ هیتر؟ هه

هه 

امروز یه هیتر رو نابود کردمممممم 

یاع یاع یاع 

بدون هیچ دعوایی 

با دلایل منطقی 

خودش بیچاره سوخت 

حتی از بی تی اس تعریف خاصی نکردم 

ولی سوختتتتتتتت 

میدونم که هیتر بود (اونم میدونه که من آرمی هستم ولی از قصد جلوی من با دوستاش حرف میزنه و هیت میده چون از منم بدش میاد) 

خلاصه اینکه خیلی حال داد 

با اینکه ماجرای هیت بود و من اصلا از هیت خوشم نمیاد ولی گفتم پستشو بذارم و تعریف کنم چی شد چون خیلی حال داد :)

رمز ادامه سال ارای آی نید یو و ران هست 

# ادامه نوشته

10~

فردا حضوری مدرسه داریم :/ 

هیق 

فیزیک و شیمی :| 

شیمی باید یه چارتا چرت و پرت درباره‌ی قانون بویل و شارل و آووگادرو و اسمز تو جزوه‌م بنویسم که فردا اگه جزوه ها رو چک کرد یه چی نوشته باشم 

و فیزیکم احتمالا امتحان داشته باشیم TT 

بقیه درسا عمومی هستن و پرسیدم؛ ظاهرا کاری نداریم 

تازه ساعت ۴ هم قراره بریم بیرون :`\

احتمالا تا تاریکی هوا بیرون باشیم :`/

و اینکه جوجه کباب امروز ته مزه‌ی ماهی داشت :| نمیدونم چرا :| 

 

8~

از اون قسمت پیوندهای روزانه استفاده کردم و فن‌فیک ها و وبتون و حالا هر کوفتی ( :| ) که بعدا بخوام بخونم یا الان دارم میخونم رو لیست میکنم :| که دسترسی‌ش واسم راحت‌تر باشه :| 

برنامه‌ی امروز: 

- کامل کردن تست‌های عقب افتاده‌ی فیزیک ( احتمالا ۲-۳ ساعت)

- طراحی کاور ( ۳۰ - ۴۰ دقیقه)

- کامل کردن ترجمه‌ی این پارت و ویرایشش ( فکر کنم یه ساعت بیشتر نکشه :| )

- نوشتن فن‌فیکشن ( ۲ ساعت )

- یوتیوب  ببینم بعد از مدتها :|

4~ درامیون

روز خوبی بود، 

امروز تست زدم. بالاخره دارم به روال برمیگردم. دو تا مبحث شیمی که سر جمع ۸ صفحه تست بود. ( و صدالبته ۱۰ صفحه هم جزوه و مثال بود :| ) 

باشگاه نرفتم ولی به دروغ گفتم که رفتم. ولی دوش گرفتم. دوش رو نیاز داشتم‌ :/

از کِی نسبت به دروغ گفتن حس بدی دارم؟ -_-

فردا هم درسمو میخونم، هم بالاخره کار ترجمه‌م رو شروع میکنم. 

خواستم فن فیک isolation رو شروع کنم به خوندن و ترجمه‌ی همزمان (انگلیسیه) ولی اینقدر لحنش بزرگانه و به قول خودش، صریح بود که حالم بهم خورد. نمیدونم شاید اگه از اول اون شکلی شروع نمیکرد بهتر بود. (تازه خیلی هم بریتیش بود، حتی نصف خواننده‌هایی که ظاهرا نیتیو انگلیسی زبان بودن هم کامنت داده بودن این کلمه یعنی چی xD دیگه چه برسه به من) آخه من از کجا بدونم، تعریفشو توی یوتیوب شنیده بودم و میدونستم کاپلش درامیونه (دریکو + هرماینی) منم کلا قبل‌ترها درامیون ساپورت میکردم، اصلا این دوتا خیلی بهم میان :O

هرماینی رو از همون اول که تازه آخرین جلد رو تموم کردم خداروشکر توی سایتا و انجمنا فهمیدم هرمیون نیست و هرماینی درسته، در نتیجه تو زبونم جا افتاده. ولی دریکو ناموسا خیلی سخته تو ذهنم جا بیفته :| با اینکه دراکو بازم غلطه :| اسم کاپلشون هم مجبورم نکنین «دریماینی» صدا کنم که با دمپایی میفتم دنبالتون :|